مير حسين بن معين الدين ميبدى يزدى

مقدمهء مصححان 32

شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى )

ضمير ، در فنون علوم مشهور و معروف . » « 1 » مؤلّف طرائق الحقائق نيز او را « الفاضل المتبحّر و المتكلّم المتصوّف » خوانده است . « 2 » قاضى خود در يكى از منشآت به بيان شمّه‌اى از فضل و دانش خويش مىپردازد و مىگويد : « هيچ علم از علوم عقلى و نقلى نيست كه كتب مشكل آن بىمطالعه نتوانم گفت ، و هيچ جوهر از جواهر دانش نيست كه كنه آن را به الماس تفكّر نمىتوانم سفت ، چون دل متوجّه به مطلعى عالى است و دماغ از سوداى غير آن خالى است ، هرگز تفاخر به آن علوم ندارم و خود را در سلك جاهلان مىشمارم . » « 3 » در وقتى كه ميبدى قاضى يزد بود ، برخى كه از وى كينه به دل داشتند او را تكفير كردند : « مىشنوم كه عزيزى حقّ مىپوشد و در تكفير من مىكوشد . . . اگر مكفّر من اهل حقّ بودى ، جاى ملال بودى و بايستى كه من از وجه تكفير استغفار كردمى و اسلام خود تازه‌تر ساختمى ، امّا مكفّر من از اهل ضلالت است و به هواى نفس اين سخن مىگويد ، هيچ محلّ ملال نيست . » « 4 » وجه تكفير آن بوده كه از او نقل كرده‌اند كه « اطلاق هيولى بر حضرت حقّ » كرده است ، ليكن ميبدى از آن اين‌گونه پاسخ مىدهد : « حقيقت حال آنكه من به تركّب جسم از هيولى و صورت قايل نيستم و درين مسئله مذهب اشراقيان دارم و خواجه نصير الدّين محمّد طوسى نيز بر اين است . . . و چون من به اثبات هيولى قايل نيستم ، چگونه آن سخن مزخرف گويم ، و بر تقدير تسليم كه من قايل به اثبات هيولى باشم و مذهب من در اين مسئله موافق مشّائين باشد ، چون هيولى نزد اين طايفه اخسّ موجودات است و شيخ رئيس و غير او تصريح به اين معنى نموده‌اند ، چگونه گويم كه اخسّ موجودات مبدأ كلّ است ؟ » « 5 » در نامه‌اى ديگر مىگويد : « چهل سال از عمر اين فقير گذشته و سى و دو به افاده و استفاده مصروف گشته ، اكنون مىشنوم كه بعضى براى شهرت و خودنمائى ، و بعضى از

--> ( 1 ) . رياض العارفين : 313 . ( 2 ) . طرائق الحقائق : 124 . ( 3 ) . منشآت ميبدى : 131 . ( 4 ) . همان : 198 . ( 5 ) . همان : 193 .